سقف های چوبی
سقف های چوبی
زیر سقف چوبی هم غول سرما را شکستیم
رنج کوتاهی روز و طول شب ها را شکستیم
شادمانی را به مهمانی دل همان نشانده
حرف دل واگویه کرده ؛ کوه غمها را شکستیم
بازبان شعر گفتیم ؛ همزبانیها شنفتیم
ترس یخبندان و بیم مرد تنها را شکستیم
از وطن گفتیم و یاد و یادمان های گذشته
بغضهای پینه بسته در گلومان را شکستیم
پایکوب بزمان شد ؛ هر پلیدی ؛ هر پلشتی
طرد و تنها بودن ؛ این زشتی بی جا را شکستیم
با گپ و گفت صمیمی ؛ پیش یاران قدیمی
سفره ها را تازه تر ؛ طعم غذاها را شکستیم
لحظه های بیقراری ؛ عکسهای ؛ یادگاری
یاد ها را قاب کرده ؛ دست یغما را شکستیم
دست ها را مهربانتر ؛ با صمیمیت فشرده
زیر چتر همدلی ها درد دلها را شکستیم
آسمان آبی شعر



0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home