پیوند.
.
.
در دفتر غزل ها ؛ ( دی ) برگ دیگری زد
در قاب آشنایی ؛ سرو و صنوبری زد
آرایه های شنبه ؛ پیوند شاعرانه
بر قصه مودت ؛ تایید محضری زد
حرف از جواد آمد ؛ حوری به یاد آمد
شهزاده ای به ترکش ؛ احساسی از پری زد
احساس مادرانه با اشک شوق لغزید
بر طاقت پدر ها ؛ تعبیر بهتری زد
زیبایی و صداقت طرح عروس آراست
شایستگی و پاکی ؛ گرد دلاوری زد
تحسین دوستداران ؛ تبریک آشنایان
تجمیع
این مراسم دست برابری زد
لبها به ذکر وا شد ؛ تیر دعا رها شد
ایمان و آرزو ها ؛ از عشق ساغری زد
خوش باد و جاودانه ؛ پیوند این ترانه
سنجابی ار سرودش ؛ افشین به دفتری زد
تنهایی همیشه ؛ پاشید پشت شیشه
یاری به وعده آمد ؟ یا آشنا دری زد ؟
آسمان
آبی شعر
تهران - ١٤/١٠/١٣٩٢



0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home