پلاک ِِ 17
پلاک - 17 :
:
وقتی نباشم ، خانه ام این است ، بانو
بی جلوه ً ، رُز های ِ رنگین است , بانو
وقتی نباشم ، هیچکس دلسوز ِ گل نیست
هرکس به سهم ِ خویش ، گلچین است بانو
سرمای ِ آذر ، قاتل ِ « گل های ِ من » شد
وقتی نباشم ، حاصلش این است با نو
با من « پلاک ۱۷ » , پردیس ِ صفا بود
حالا ببین ، انبار ِ سرگین است بانو
ما ، انتظار ِ کوثر و رضوان ، نداریم
امٓا دگر ، این ظلم ، سنگین است بانو
آن شمعدانی ، خاطرات ِ مادرم بود
وان برگ عطری ، خواهر آذین است بانو
شوق ِ تر ِ من ، برگ ِ سبز و حوض ِآبی
آن هم ، فضایی فضله آجین است بانو
انگار تاتار و مغول ، زینجا گذشته ست
پژمردگی ، بی مرز و پرچین است ، با نو
گلها همه خشکیده ، گلدان ها ، کفن پوش
ویرانگر ِی ، بالا تر از این است ؟ بانو
گلهای ِ میمون ِ مرا ، از یشه کندند
رسم ِ امانت و اقعاً ، این است؟ بانو
بابونه ها بر باد رفته ، خاک خالی ست
برجای مانده ، دیش « آیدین» است با نو
دستش مریزاد ، هرکه گل ها را بها دادِ
همراهی اش ، در حدٌد ِ تحسین است بانو
مارا ، زِ کِس ، نه شکوه و نه انتظاری
درد ِ دلی عار ی ز ِ نفرین است ، بانو
زیبا پسندم ، گرچه پیر و خسته بازو
تا هستم ، این خانه غزل چین است بانو
تنها دعاکن خانه بی بانی نباشد نماند
ور نه سفارش ، پشت ِ تمکین است بانو
این تخم ِ گل هایی که در صف ایستاده
یکساله هست و ، تحفه ً چین است بانو
خاک ِ رُس و شن ماسه و بیگاری از من
خورشید وماهش ، مرغ ِ آمین است بانو
آسمان آبی شعر
۱۳۹۵/۹/۲۲
:
وقتی نباشم ، خانه ام این است ، بانو
بی جلوه ً ، رُز های ِ رنگین است , بانو
وقتی نباشم ، هیچکس دلسوز ِ گل نیست
هرکس به سهم ِ خویش ، گلچین است بانو
سرمای ِ آذر ، قاتل ِ « گل های ِ من » شد
وقتی نباشم ، حاصلش این است با نو
با من « پلاک ۱۷ » , پردیس ِ صفا بود
حالا ببین ، انبار ِ سرگین است بانو
ما ، انتظار ِ کوثر و رضوان ، نداریم
امٓا دگر ، این ظلم ، سنگین است بانو
آن شمعدانی ، خاطرات ِ مادرم بود
وان برگ عطری ، خواهر آذین است بانو
شوق ِ تر ِ من ، برگ ِ سبز و حوض ِآبی
آن هم ، فضایی فضله آجین است بانو
انگار تاتار و مغول ، زینجا گذشته ست
پژمردگی ، بی مرز و پرچین است ، با نو
گلها همه خشکیده ، گلدان ها ، کفن پوش
ویرانگر ِی ، بالا تر از این است ؟ بانو
گلهای ِ میمون ِ مرا ، از یشه کندند
رسم ِ امانت و اقعاً ، این است؟ بانو
بابونه ها بر باد رفته ، خاک خالی ست
برجای مانده ، دیش « آیدین» است با نو
دستش مریزاد ، هرکه گل ها را بها دادِ
همراهی اش ، در حدٌد ِ تحسین است بانو
مارا ، زِ کِس ، نه شکوه و نه انتظاری
درد ِ دلی عار ی ز ِ نفرین است ، بانو
زیبا پسندم ، گرچه پیر و خسته بازو
تا هستم ، این خانه غزل چین است بانو
تنها دعاکن خانه بی بانی نباشد نماند
ور نه سفارش ، پشت ِ تمکین است بانو
این تخم ِ گل هایی که در صف ایستاده
یکساله هست و ، تحفه ً چین است بانو
خاک ِ رُس و شن ماسه و بیگاری از من
خورشید وماهش ، مرغ ِ آمین است بانو
آسمان آبی شعر
۱۳۹۵/۹/۲۲


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home