استاد دادرس .
استاد دادرس
چه بزرگوار مردی ، چه شکوهمند جایی
به دلم نشست از نو ، هوس ِ غزلسرایی
صف همدلی فراهم ، به دریغ برشمردن
تو رفیق روز راحت ، به چنین زمان کجایی
دم مریم زمانه ، چو همیشه شاعرانه
به چه عذر بی بهانه ، تو به انجمن نیایی
به شمار ، دوستان کم ، همه میگسار آن دم
قدح غزل فراهم ، می شوق آشنایی
من از آنچه دور بودم ، ز تداعیم سرودم
ز دیار بی ترانه ، غم و غربت و جدایی
به کنار دوستان به ، که جدا ز مهر ورزی
به هر آن کجا که باشی ، غم و یادمان سرایی
چو به دوستان رسیدم ، غزل جوان شنیدم
چه فضای پر نشاطی ، نه خود و نه خود نمایی
شده میز بان محفل ، دو بزرگوار همدل
و از این میانه حاصل ، من و هدیه ای طلایی
چو سه شنبه باز آید ، به دل این نیاز آید
که ببینم از عزیزان ، صف شعر همنوایی
تقدیم به استاد دادرس و با نوی فرهیخته ،
بانی گردهمای
آسمان آبی شعر
۱۳۹۵/۱۰/۲۱
چه بزرگوار مردی ، چه شکوهمند جایی
به دلم نشست از نو ، هوس ِ غزلسرایی
صف همدلی فراهم ، به دریغ برشمردن
تو رفیق روز راحت ، به چنین زمان کجایی
دم مریم زمانه ، چو همیشه شاعرانه
به چه عذر بی بهانه ، تو به انجمن نیایی
به شمار ، دوستان کم ، همه میگسار آن دم
قدح غزل فراهم ، می شوق آشنایی
من از آنچه دور بودم ، ز تداعیم سرودم
ز دیار بی ترانه ، غم و غربت و جدایی
به کنار دوستان به ، که جدا ز مهر ورزی
به هر آن کجا که باشی ، غم و یادمان سرایی
چو به دوستان رسیدم ، غزل جوان شنیدم
چه فضای پر نشاطی ، نه خود و نه خود نمایی
شده میز بان محفل ، دو بزرگوار همدل
و از این میانه حاصل ، من و هدیه ای طلایی
چو سه شنبه باز آید ، به دل این نیاز آید
که ببینم از عزیزان ، صف شعر همنوایی
تقدیم به استاد دادرس و با نوی فرهیخته ،
بانی گردهمای
آسمان آبی شعر
۱۳۹۵/۱۰/۲۱


1 Comments:
سلام. اهل شعر هستید. من هم از شعر خوشم می آید. اگر دوست داشتید به من هم سری بزنید.
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home